عبدالحسين بينش

12

روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى)

جغرافيايى دور از هم رخ داده است ارائه دهيم . از اين جنگها سه مورد آن در اندلس ، سه مورد در شام ، سه مورد در اروپا و آناطولى و يك مورد در دريا ( قبرس ) صورت پذيرفته است . بايد يادآور شد كه اين جنگها چيزى جز آذرخشى كوتاه در درازناى جنگى چند صد ساله نبوده است . فاصلهء زمانى ميان نبرد ملازگرد ( 464 ه ) و محاصرهء وين ( 1083 ه ) بيش از ششصد سال است ؛ و همين فاصلهء زمانى بلند احاطهء كامل به مجموعهء رويدادها را دشوار و بلكه ناممكن مىسازد . از اين رو با به كارگيرى يك جدول زمانى ، مهم‌ترين رويدادهاى هر يك از جنگها به بحث گذارده شد و كوشش گرديد تا ارتباط جنگها با يكديگر نشان داده شود . در فصل‌بندى جنگها ، نه معيار جغرافيايى بلكه معيار تاريخى مدّ نظر قرار گرفت و به حسب توالى زمانى مرتب گرديده شد . اگر بنا مىبود كه در فصل‌بندى كتاب ، معيار جغرافيايى مد نظر قرار گيرد ، بايد كه آنها را به شكل زير مرتب مىكرديم : 1 . جنگهاى اندلس : زَلّاقه ، الاركْ والْحَمْرا . 2 . جنگهاى شام : حطين ، قدس و عين جالوت . 3 . جنگهاى اروپا و آسيا : ملازگرد ، نيكوپوليس و محاصرهء وين . 4 . جنگ در دريا : جنگ قبرس - براى نمونه - . درس‌آموزى از تاريخ هدف فرا روى هر پژوهش و پژوهشگرى است . آنچه بر اهميت درسهاى گرفته شده از تاريخ مىافزايد ، وجود عوامل ثابت در جنگهاى دراز مدت است ؛ كه بارزترين آنها وحدت عوامل ژئواستراتژيك ، اهميت عامل جغرافيايى ، مشابهت در « هدف جنگ » ؛ مشابهت در روابط سياسى است كه گاه اهميت بيشترى مىيابد و در شمار عوامل ثابت قرار مىگيرد و گاه درجهء اهميتش كاهش مىيابد و تحت تأثير عوامل اقتصادى قرار مىگيرد و در نتيجه در زمره عوامل متغيير به شمار مىآيد . درسهاى قابل استفاده در زمينهء « فن جنگ » از اهميت بيشترى برخوردار است ؛ چرا كه جنگ دراز مدت صليبى در چارچوب جنگ با سلاحهاى سنتى انجام گرديد و اصول جنگ در آن دوره به ميزان كافى روشن بود كه به نوبهء خود راهها و روشهاى جنگى را نيز به روشنى آشكار مىسازد . چنان كه اهميت شناسايى ، پيشدستى در حمله ، غافلگيرى ، كارآيى در ادارهء جنگ ، توازن در عقبه‌ها ، روحيه و ديگر اصول جنگ و نقشى كه هر يك از اين اصول در قطعى ساختن جنگ به نفع هر يك از طرفين درگيرى دارد روشن مىگردد .